تبليغاتX
هزار پنجره
هزار پنجره
هزار پنجره می گه همیشه پنجره دلت رو باز نگه دار تا رویاهات پشت قاب پنجره منتظر نمونه
 

 

ما را در الفبای جوانی پنجشنبه ها بشنویید

http://alefbayejavani.blogfa.com/


نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط نیلوفر قاسمی

روزی روزگاری وقتی تو توی کنج تنهایی ات نشسته بودی

من آمدم و برایت هزار تا پنجره باز کردم.

پنجره هایی که هرکدومش یه رنگی داشت و به روی یه چیزی باز می شد

حالا از آن روزها خیلی می گذره و من باید برم و پنجره هام رو ببندم

پس این هفته منو بشنو چون این آخرین پنجره ای ست که از هزار پنجره به رویت باز می کنم.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم مهر 1388 توسط نیلوفر قاسمی
 علی

تا لبه زهرآگین پولاد را در پرده های مغزش حس می کند، احساس می کند

 که بار سنگین آن امانتی که آسمان و زمین و کوه های سنگ را می شکست،

 از دوشش افتاد، آزاد شد.از شوق گویی مژده ای را فریاد می کشد

فزت و رب الکعبه

به خداوند کعبه، رها شدم

خلاص:

یکتایی در زیستن

یکتایی در بودن

یکتایی در عشق

 

 

 این مردم نازنین


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم شهریور 1388 توسط نیلوفر قاسمی

در این شماره می شنوید

هنر خوب دیدن

شما به زندگی چطور نگاه می کنید؟

 

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم شهریور 1388 توسط نیلوفر قاسمی

گاهی وقتها دوست داری فریاد بزنی اما صدایت را

در گلویت خفه می کنی که نکند کسی فریادت را بشنود

گاهی وقتها دلت می گیرد و خسته می شوی می خواهی بگذاری و بگذری

اما همان لحظه صدایی در درون دلت زمزمه می کند

عشق!

عشق به رادیو و بودن در کنار شنونده هایت

پس می مانی...!

می مانی تا دوباره از هفتمین ترانه بگویی

می مانی تا این بار پنجشنبه ها پنجره ها را به رویمان باز کنی.

 

 

 این مردم نازنین


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم شهریور 1388 توسط نیلوفر قاسمی

در این شماره می شنوید:

مهمانی از نظر شما چه جایگاهی داره؟

آیین  شروع ماه خدا در شهرهای مختلف

گزارشی از سریال شمس العماره

*********************

خودت گفتی مهمان رو دوست داشته باشیم

چون مهمان حبیب خداست.

حالامی خواهیم به مهمانی تو بیاییم

و مهمان کسی هستیم که به راستی  صاحب خانه است

و دستانش در بخشش و عطا همیشه باز است.

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 توسط نیلوفر قاسمی

در این شماره می شنوید

چهره موعود در فرهنگ و هنر

سنتور نوازی استاد رضا مهدوی

و...

 

 برای او

از زمین من تا آسمان تو یک نگاه فاصله است، اما بی راهه ها لبریز. چقدر آن بالایی؟

 بیا در زمین من، زیر آسمان تو غرق هم شویم تو مرا غرق کنی و من با لذت بمیرم.

ازآن بالا بیا، دستان من کوتاه است. چقدر تنهایی را آب بپاشم و تو آسمانت را دریا کنی؟

چقدر زمینم را چراغانی کنم و تو از آسمانت نور بخندی؟کمی پایین تر که ضرری ندارد.

می نشینم لب دیوار،زمین من و تمام رو آسمان می شنویم. تو برایم پرواز

می نوازی و من فال کبوتر می گیرم. تقصیر این زمین پایین من است که این قدر آسمان تو بالا است،

 اما اگر تو بخواهی، زمینم را آسمان می کارم تا بیایی. فقط دستت را دراز کن، تا زمینم آسمان شود.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 توسط نیلوفر قاسمی

                          

پنجره را باز کرده ای، نشسته ای روبروی آن، روی صندلی چوبی، کنج کتابخانه. سرت را روی کاغذها خم کرده ای -در حال نوشتن- که نسیم تابستانی همراه با گرمای آفتاب نیمروزی صورتت را نوازش می دهد.

همان هنگام است که جرقه ای در ذهنت جان می گیرد تا پنجره جدیدی از وبلاگ هزار پنجره به روی شنوندگان برنامه باز شود

پس دست به قلم می بری تا بار دیگر برای شنوندگان برنامه بنویسی ...

امضاء: هزار پنجره


نوشته شده در تاريخ جمعه نهم مرداد 1388 توسط نیلوفر قاسمی

در این شماره می شنویید

*گفتگو با یکی از عکاسان برجسته ایران

*نگاه نقادانه دوربین عکاسی هزار پنجره به سینما، تلویزیون، کتاب و...

*گفتگو با عوامل سریال رستگاران

******************************************

دانلود قسمت دوم پنجره این مردم نازنین


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ششم مرداد 1388 توسط نیلوفر قاسمی

سلام به اهالی خوب هزار پنجره...

این هفته در همین اول تابستون متفاوت شدنمون رو شنیدید.

از تیتراژ جدید برنامه تا نبود خانم اکبری عزیز وسه پنجره ی جدیدی که به روی تو باز کردیم.

پنجره گلستان، پنجره لحظه دیدارو پنجره این مردم نازنین.

چقدر متفاوت شدیم...!!

بازهم مثل همیشه منتظر نظرات و انتقادها تون هستیم

راستی اگه دوست داشتید پنجره این مردم نازنین رو داشته باشید می تونید هر هفته دانلود کنید.

 این مردم نازنین"قصه های رضا کیانیان با مردم"

 

میلاد حضرت علی برشما مبارک


نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم تیر 1388 توسط نیلوفر قاسمی
Blog Skin